۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ابرها» ثبت شده است

شب های بارانی

بسم او ...

 من روزهای بارانی را دوست ندارم. حداقل فعلا دوست ندارم. آسمان گرفته است و از آن جایی که حالم با حال طبیعت شدیدا همراهی می کند، دلم بدجوری می گیرد و حال و هوای دلتنگیم بیشتر می شود. آسمان می بارد و من هم خواسته یا ناخواسته با آن همراهی می کنم. شادِ شاد هم که باشم در هوای بارانی غم عالم بر دلم می نشیند و برای ترک دیوار هم گریه می کنم.

عکاسى ؛ هنرِ دیدنِ ظرافت های آفرینش...

بسم او ...

تا حدودا نه ماه پیش هیچ علاقه ای به عکاسی نداشتم. اهمیتی هم به آن نمی دادم. طبیعتاً عکس های خوبی هم نمی گرفتم. هیچ وقت به کادربندی توجه نمی کردم و همه مخصوصا ریحانه از عکس هایم می نالید. موقع عکس گرفتن که می شد به بهانه ای در میرفتم تا دوربین را به من ندهند. همه می گفتمد ریحانه خوب عکس می گیرد و من هم انگار باورم شده بود که نمی توانم خوب عکس بگیرم.

قطره ای کوچک میان انبوهی از تلاطم ها ...
در پی یافتن راهی به دریا ...
به بی نهایت ...
به #او ...