تراوشات یک ذهن پریشان

متن هایی کوتاه از اتفاقات روزمره یک دانشجوی دندون

تراوشات یک ذهن پریشان

متن هایی کوتاه از اتفاقات روزمره یک دانشجوی دندون

۱۷ بهمن ۹۶ ، ۰۳:۱۵

مرثیه ای برای س م پ ا د

بسم او...

واقعا فکر نمی کردم خبر انحلال مدارس متوسطه دوره اول سمپاد ( همون راهنماییِ خودمون ) واقعی باشه فکر می کردم در حد همین شایعاتیه که همه روزه میشنویم اما متاسفانه این طور نبود ...

حقیقت داشت ...

 

به دلیلی مضحک تر و احمقانه تر از چیزی که فکرش رو بکنید ...

استرس :)

واقعا برام جای سواله که مسئولین با چه هدفی و چه منظوری این تصمیمات اساسی رو میگیرن. هر سال تلاشی برای نابود کردن این مدارس انجام میدن دولت قبل که با پرورش مدارس تیزهوشان قلابی که حتی سطح بعضی از اون ها از مدارس دولتی عادی هم پایین تر بود اعتبار این مدارس رو نابود کرد و دولت فعلی هم که کلا از بنیاد مدارس رو تعطیل کرد 

واقعا"استرس" میتونه دلیل قانع کننده ای برای این تصمیم باشه در حالیکه اجباری برای ورود به این مدارس نیست ؟! اساسا وقتی اجباری  نیست وجود استرس بی معنی میشه ضمن اینکه اگر مشکل استرس دانش آموزه مسئولین فکر نمی کنند که کنکور با وجود سهمیه ها و بی عدالتی ها  به مراتب استرس زا تر و مخرب تر از آزمون ورودی مدارس سمپاده 

من نمی دونم چرا نیمه پر لیوان رو ندیدن چه طور اون همه افتخار و دستاورد بچه ها رو ندیدن چه طور ؟....

چه طور به خودشون اجازه دادن به بهانه استرس، شوق قبولی در مدارس سمپاد ، اعتماد به نفس و خودباوری ، تجربه های متفاوت و ناب کارگاه ها و کارسوق های روزهای جمعه ، تجربه کلاس درس اساتید فوق العاده و عنوان سمپادی بودن رو از نسل آینده ایران دریغ کنن...

٧ سال تجربه سمپادی بودن برای من پر از خاطرات قشنگیه که میدونم نسل آینده ازش بی نصیبه

پر از تجربه های تکرار نشدنیه،  از روزای کارسوق که محافظ کاغذی تخم مرغ ،فاصله طبقه سوم تا حیاط رو دووم آورد و تخم مرغ نشکست ، از پل روزنامه ای که وزن هفت تا آجر رو تحمل کرد ، از بادکنک های پر از متانی که هوا کردیم ، از مسابقه منحنیق هایی که ساختیم ، از امتحانایی که پر از سوالای مفهومی بودن ، از کلاسایی که همش تو آزمایشگاه برگزار میشد و تا اون زمان تجربش نکرده بودم ، از مسابقه فکری ماراتن که یه هفته دنبال جواب سوالاش میگشتیم و فکر میکردیم،از آتیش زدن آزمایشگاه مدرسه و غش کردن معلم شیمی ، از کلاس ادبیاتی که زیر بارون برگزار شد و ما تمام غیر ممکن های ذهنمون رو تو بارون آتیش زدیم ، از ...

ما دوران راهنمایی تو مدرسه "فکر کردن " رو یاد گرفتیم . یادگرفتیم غیرممکن وجود نداره، حتما یه راهی هست یا مییابیمش یا می سازیمش ... 

صرفا یه شعار نبود عین حقیقت بود ...

الان که به اون روزا فکر می کنم دلم برای خانم خراسانی خییلی تنگ میشه (معلم شیمی فوق العادمون ) دلم تنگ میشه  برای حیاط پشتی و مخفیگاهمون ، برای ورزشگاه قدیمیمون ، برای زیرزمین و کتابخونمون برای تک تک لحظات ارزشمندی که اونجا بودم و خاطرات قشنگی که کنار دوستام ساختم و...

سمپاد برای من مثلِ خاکی میمونه که ریشه های وجودم درونش شکل گرفته  و رشد کرده و پایه های فرزانه امروز رو ساخته یه جورایی هویت امروزی منه ...

خیلی تلخه از بین رفتن خاکت ، ازبین رفتن هویتت ...

اما چه کنیم که این داستان ادامه داره : مسئولین بی تدبیر و بی خاصیت

امروز نوبت  مدارس سمپاده فردانوبت یه ارگان مهم و مفید دیگه 

به جاشون ستاد بزرگداشت حماسه ٩ دی و.. می سازیم و خوش بینیم به آینده این مملکت ... خدا عاقبت ما رو به خیر کند.

برای آخر نوشته ام چیزی جز یه تیکه از شعری که تو مدرسه می خوندیم بهتر ندیدم :

ثبته بر دوران ، رکابِ ما 

روید آواز از گریبانِ ژرف واژه ی روانِ ما 

چرخ گردون زیرِ پایِ ما

راه ما همیشه جاودان باد ...

حسبن الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر 

سه شنبه ١٣٩٦/١١/١٧  


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۱۷
فرزانه فرجادی کیا

نظرات  (۲)

۲۲ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۲۹ فاطمه عظمتی
فکر کنم یکم سو تفاهم شد منم مخالفه حذف سمپادم
با نظرت تا حدود زیادی موافقم 
کلا کشور ما واسه استعداد هاش سرمایه گذاری نمیکنه هر کی هم هر کاری کرده و میکنه از سر غیرت و عشقشه ولی کیه که بفهمه

پیشنهاد میکنم لینکی برای اون ربات تلگرام" نامه به رهبری" پایین پستت بذار
۲۱ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۱۱ فاطمه عظمتی
سلام فرزانه ی فرزانگان. با اینکه خودم سمپادی نیستم ولی به جاش فکر کردم میخوان دبیرستان خودمونو خراب کنن و انصافا حالم گرفته شد. با اینکه من خیلی اعتراض میکردم بهشون و همچنین دائما داشتم ی آتیشی میسوزوندم و ی پام تو دفتر نظامت بود ولی با همه این توصیفات همیشه خودمو «بچه ی روشنگر» دونستم و میدونم. ولی ی چیزی هست و اون اینکه خاطره ها به هیچ چیزی محدود نیستن به جز خودمون. پس تا هر وقت که بخوایم میتونیم زنده نگهشون داریم. نگران خاطره هات نباش سمپادی جان :)
پاسخ:
سلام فاطمه روشنگری
آره خودم اعتراض زیاد دارم به نحوه کار مدرسمون و اگر بخوام انتقاد کنم هم میتونم یه منن بنویسم
اما حذف سمپاد به معنی حذف یه تفکره 
تفکر ارزش قائل شدن برای استعداد و این به نظر من اشتباهه 
همه جای دنیا استعداد ها رو شناسایی می کنن و براشون خرج می کنن اینجا که همه رو فراری میدن همون چهارتا بچه دبیرستانی هم که حمایت میشدن دیگه نمیشن 
این بده  
نظرت در مورد خاطرات رو هم خیلی می پسندم موافقم کاملا 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی