همچو قطره ام ، در جریان

تجربه هاى زندگى من

همچو قطره ام ، در جریان

تجربه هاى زندگى من

طبقه بندی موضوعی

۸ مطلب با موضوع «تجربه ها» ثبت شده است

بسم او ...


بعد از مدت ها ، باز می نویسم. این نوشته، مناسبت دارد اما محتوای خاص ، نه !

دلیلش هم این است که نمی دانم دقیقا باید از چه بنویسم... از غم ها و رنج ها ، که خب جایش این جا نیست. جای غم ها گوشه ی‌ دلت است و گاهی هم می شود قطره اشکی گوشه چشمت .

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۷ ، ۰۷:۱۲
فرزانه فرجادی کیا

بسم او ...


تصمهه

طلوع امروز:)


شب شده بود و در اتاق نشسته بود. مثل همیشه هر کسی سر کار خودش بود که خواهرش خیلی بی مقدمه گفت:باید حرف هایی را به تو بزنم که حتی در گفتن آن ها شک دارم. کمی استرس گرفت اما به روی خودش نیاورد. این حالت عجیب بود. چون همیشه عکس این قضیه صادق بود.او حرف هایش را که ته گلویش مانده بود به خواهرش می گفت و خواهرش راهنمایی اش می کرد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۱۸
فرزانه فرجادی کیا

بسم او ...

همه چیز از پیشنهاد ناب ساجده شروع شد ... البته شکل پیشنهاد کلا تغییر کرد و نهایتا قرار شد یه افطاری بدیم که کل بچه های دانشکده باشن و ما میزبان باشیم ... به این امید که پخته تر بشیم :)

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۱
فرزانه فرجادی کیا

بسم او ...

سخت ترین قسمت های زندگی دوراهی هاییست که نمی دانی کدام یک را باید انتخاب کنی. انتخاب زمانی سخت تر میشود که هر دو مسیر را دوست داری و تمام تلاشت این است که هر دو را با هم پیش ببری. 

من الان سر این دوراهی ایستاده ام و مرددم که کدام مسیر را انتخاب کنم : درس و تحقیقات یا کارهای فرهنگی.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۴۵
فرزانه فرجادی کیا

بسم او ...

نمی دونم باید از کجا شروع کنم چی بنویسم که از حرفم اشتباه برداشت نشه، فقط میدونم که باید بنویسم چون گاهی وقتا نوشتن تنها راه آروم شدنه...

نمی دونم دقیقا اسم این حس رو باید چی بذارم !! میدونم حسادت نیست . این یه جور احساس گناهه. یه جور احساس عذاب وجدان ...

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۰۱
فرزانه فرجادی کیا

بسم او ...

امروز یه روز فوق العاده بود کلی کار جالب یاد گرفتم ...

شاید امروز جز اولین روزهایی از عمرم بود که برای چیزی که واقعا دلم می خواست یاد بگیرمش میدوییدم... 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۵۵
فرزانه فرجادی کیا
بسم او ...
حتی وقتی شدیدا سرما خوردی ، حتی وقتی فردا امتحان داری، حتی وقتی باید وسایلاتو جمع کنی برای اینکه برگردی خونه و تو هنوز کلی ظرف نَشُسته داری، هیچ کدوم نمی تونه جلو تو رو بگیره برای اینکه نری برف بازی ...
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۰۲:۴۸
فرزانه فرجادی کیا
یه ماهی میشد که همه چیز یه نواخت شده بود دانشگاه دیگه عادی شده بود و اون شور و ذوق روزای اول که میومدم دانشگاه از بین رفته بود از درس خوندنای آخر هفته برا کوییزای یکشنبه هم خبری نبود دیگه چرخیدن تو اینستا و چت کردن تو تله هم لذت بخش نبود همه چیز یه نواخت شده بود یه شکل یه جور مثله دیروز مثله پریروز ...
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۵۹
فرزانه فرجادی کیا