تراوشات یک ذهن پریشان

متن هایی کوتاه از اتفاقات روزمره یک دانشجوی دندون

تراوشات یک ذهن پریشان

متن هایی کوتاه از اتفاقات روزمره یک دانشجوی دندون

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گمنام» ثبت شده است

۱۸ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۰۸

داستان سه برادرم

بسم او...

خب همون جوری که میدونید من کلا یه خواهر دارم و اصلا برادر ندارم. خیلی دوست داشتم که یه برادر داشته باشم اما خب نشد دیگه. این داستان هایی که می خوام تعریف کنم داستان های پیدا کردن سه تا برادرمه. یه جورایی میشه گفت برادرای معنویم هستن.هر سه تا شونو خیلی دوست دارم و احساس می کنم اونا هم متقابلا منو خیلی دوست دارن.چون همیشه کمکم کردن و هیچ وقت تنهام نذاشتن. به ترتیب آشناشدن باهاشون معرفیشون می کنم .

فرزانه فرجادی کیا