۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خواهرانه» ثبت شده است

حرف هایی هست که باید بدانی ...

بسم او ...


خواهری جان ...

امروز آمدم تا دوباره برایت بنویسم.یک هفته ای از تو دور بودم و دیروز که به خانه برگشتم حس کردم که چه قدر دل تنگت شده ام . حتی حس می کنم در همین یک هفته خیلی بزرگتر شده ای.

 می خواهم برایت از این دنیا و آموخته های جدیدم بنویسم. می دانی این دنیا سراسر مبارزه است. هر کسی را که ببینی برای هدفی می جنگد تا آن را به دست آورد و یا چیزی را که به دست آورده حفظ کند.

دستانت را می گیرم، قول میدهم ...

بسم او ...

خواهری جان ...

هنوز به این دنیا نیامدی ، اما حضورت در تمام لحظات با هم بودنمان حس می شود ... 

با اینکه ندیدمت اما به تو عادت کرده ام و حتی وابسته شدم... برای دیدنت بی تاب و بی قرارم و نمیدانم چرا این مرداد لعنتی تمام نمیشود ... چرا لحظه ها و ثانیه های انتظار این قدر کش می آیند !... 

قطره ای کوچک میان انبوهی از تلاطم ها ...
در پی یافتن راهی به دریا ...
به بی نهایت ...
به #او ...